اصفهان را نيمه خوانند در جهان صد جهان من ديده ام در اصفهان
اصفهان نامي آشنا براي مردم ايران و بسياري از كشورهاي ديگر است . كم نيستند افرادي كه نمي دانند ايران كجاست اما اصفهان را مي شناسند . شهر آب و آينه ، گنبدهاي نيلگون ، زاينده رود زيبا و مردمي خوش ذوق و هنرمند ، انديشمندان صاحبدل ، شاعران و اديبان كم نظير ، صنعتگران چيره دست و پرآوازه با گنجينه اي از هنر اصيل ايراني،اسلامي كه قرنهاست چشم هنردوستان عالم را خيره نموده است .
اصفهان درياي ژرف و مواج هنر و انديشه است و ژرفش در اين بحر عظيم كاري است كارستان كه از ديرباز تنها غواصان قابل و كارآزموده از عهده انجام آن بر آمده اند .
آري ، طي قرون و اعصار متمادين زلال حكمت و معرفت از چشمه ساران پرجوش و خروش فرهنگ و تمدن اين بوم كهن جريان داشته تا از پيوند آن چشمه ساران رودهاي خروشان و موج خيز هنر و انديشه پديد آيد و سرانجام اين درياي بيكران انديشه را عظمت و جاودانگي بخشد .
بر اساس شواهد تاريخي سرزمين سپاهان هماره كانون علم و هنر بوده و دانشمندان نام آور و معاريف برجسته اي كه از اين خطه برخواسته اند هريك به نوبه خود نقش بسيار موثر و ارزنده اي در اعتلاي تمدن و دانش بشري داشته اند .
آثار معماري ارزشمندي كه از ادوار محتلف تاريخ اصفهان بر جاي مانده است در زمره عالي ترين و كم نظيرترين آفرينشهاي جهان به شمار مي روند و در اين گنجينه گرانبهاترين ثروتها نهفته است كه تقرير و توصيف دقيق آنها در مجال سخن پردازي نيست . بنابر اين رمز و راز مانايي و شكوه جاودانه فرهنگ و تمدن اصفهان را از يك سو بايد در پيشينه تاريخي و خلق آثار شگفت انگيز معماري و شهرسازي و نيز هنرهاي زيبايي جستجو كرد كه هريك از آنها همچون فانوسي در گذرگاه تاريخ اين مرزو بوم مي درخشيده و هيچگاه در برابر تندباد حوادث تاريخي خاموش نشده اند و از سوي ديگر اينچنين اعتلاي ماندگاري را بايد مولود مساعد بودن موقعيت تاريخي ، اقليمي و فرهنگي خطه پهناور استان اصفهان دانست كه اين شهر در مركزيت آن واقع شده است .
|